باز اين مدرسه ها باز شد کله سحر بايد پاشيم که تو ترافيک نمونيم
مهر ۰۴، ۱۳۸۹
مهر ۰۳، ۱۳۸۹
وعده
پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد.
از او پرسيد : آيا سردت نيست؟
نگهبان پير گفت : چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباس هاي گرم مرا را برايت بياورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالي قصر پيدا کردند، در حالي که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود :
اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاي درآورد
شهریور ۳۱، ۱۳۸۹
هر یک از ما بزی داریم
روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می¬کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.
روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می¬گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می¬کردند، تا این که به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می¬خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آن جا دور شد....
سال¬های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه¬هایش چه آمد.
روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن¬ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس¬های بسیار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن¬ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن¬ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن¬ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:
سال¬های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می¬کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت¬هایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگ¬ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.
مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....
نتیجه:
هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.
شهریور ۳۰، ۱۳۸۹
از دکتر شریعتی
*می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !
دکتر علی شریعتی
شهریور ۲۹، ۱۳۸۹
قلب يخي
سريال قلب يخي رو ديدم تا حالا هفت قسمتش اومده پيشنهاد ميکنم حتما بخرين و ببينين تاکيد ميکنم حتما بخرين .
متن بي نظيري داره که آقاي حامد عنقا نوشته و با کارگرداني محمد حسین لطیفی کار خوبي درومده و اميدوارم اسم اين طراح و نويسنده خوب يادمون بمونه و کاراي قويتري ازش ببينيم .
سایر عوامل سازنده قلب یخی عبارتند از: کارگردان: محمدحسین لطیفی، تهیه کننده: سید کمال طباطبایی، طراح ونویسنده: حامد عنقا، مدیر تصویر برداری: سیروس عبدلی، مدیرتولید: افشین قلی پور، تدوین: سیامک مهماندوست، موسیقی متن: کارن همایونفر، صداگذاری و ترکیب صدا: سید علیرضا علویان، صدا برداران: سیامک نیازی- بابک نیازی طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری، طراحی و ساخت تیتراژ: امیر شعبان خاقانی، مدیر برنامه ریزی: امیر عباس لطیفی دستیار اول کارگردان: حسن لبافی، مدیر ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی: مصطفی محمودی (تصویر دنیای هنر) سرمایه گذاران: سید کمال طباطبایی و تصویر دنیای هنر
بازیگران: حمید فرخ نژاد، حمید گودرزی، الناز شاکر دوست، مهراوه شریفی نیا، نسرین مقانلو، آشا محرابی، سید مهرداد ضیایی، لیدا عباسی، شیوا خسرو مهر، علیرضا کمالی، محمدرضا داوود نژاد، آنیتا قالیچی و با هنرمندی حسین یاری و امین حیایی .
متن بي نظيري داره که آقاي حامد عنقا نوشته و با کارگرداني محمد حسین لطیفی کار خوبي درومده و اميدوارم اسم اين طراح و نويسنده خوب يادمون بمونه و کاراي قويتري ازش ببينيم .
سایر عوامل سازنده قلب یخی عبارتند از: کارگردان: محمدحسین لطیفی، تهیه کننده: سید کمال طباطبایی، طراح ونویسنده: حامد عنقا، مدیر تصویر برداری: سیروس عبدلی، مدیرتولید: افشین قلی پور، تدوین: سیامک مهماندوست، موسیقی متن: کارن همایونفر، صداگذاری و ترکیب صدا: سید علیرضا علویان، صدا برداران: سیامک نیازی- بابک نیازی طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری، طراحی و ساخت تیتراژ: امیر شعبان خاقانی، مدیر برنامه ریزی: امیر عباس لطیفی دستیار اول کارگردان: حسن لبافی، مدیر ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی: مصطفی محمودی (تصویر دنیای هنر) سرمایه گذاران: سید کمال طباطبایی و تصویر دنیای هنر
بازیگران: حمید فرخ نژاد، حمید گودرزی، الناز شاکر دوست، مهراوه شریفی نیا، نسرین مقانلو، آشا محرابی، سید مهرداد ضیایی، لیدا عباسی، شیوا خسرو مهر، علیرضا کمالی، محمدرضا داوود نژاد، آنیتا قالیچی و با هنرمندی حسین یاری و امین حیایی .
خردل
ديروز تو سوپر مارکت سر يخچال شيشه خردل يه چشمکي به ما زد منم دهنم آب افتاد خريدم و گفتم ميرم خونه سوسيس و براه ميکنم و با خردل ميزنم به بدن، رفتم خونه ديدم شام الويه داريم ما هم کف خردل واسنکه ويارم بخوابه کونمم نسوزه خردل و زدم رو الويه خوردم.
شهریور ۲۲، ۱۳۸۹
شهریور ۱۷، ۱۳۸۹
شهریور ۱۶، ۱۳۸۹
شهریور ۱۵، ۱۳۸۹
ازتوي کاسه قله
بالاخره دماوند رو صعود کردم؛ از اون بالا اسم همه اونايي رو که دوسشون داشتم و صدا کردم.
حس عجيبي بود الانم بعد از سه روز که گذشته هنوز از حالو هواش در نيومدم.
حس عجيبي بود الانم بعد از سه روز که گذشته هنوز از حالو هواش در نيومدم.
اشتراک در:
پستها (Atom)