مرداد ۱۹، ۱۳۸۹

TAXI

دیروز سوار تاکسی شدم یارو از این عشق لاتا بود من با یه خانومه عقب بودیم یه آقایی هم جلو بود، آقا جلویی کرایش و داد یارو گفت خورد بده یارو گفت ندارم، به ما گفت خورد دارید خانومه نداشت منم دو هزاری داشتم دادم بهش گفتم منم ندارم اینم کرایم حساب کن یارو گفت آقا خورد ندارم خورد بده خلاصه یهو دیدم دم یه دکه واساد و به من گفت بیا آقا برو خورد کن منم که شاکی شده بودم دو هزاری رو گرفتم سمتش گفتم بیا داداش تو لنگ خوردی خودتم برو خورد کن،یارو لاتی گفت من برم گفتم آره عمو جون  تو مسافر میزنی باید خورد داشته باشی دیگه من که گیر چیزی نیستم کرایمم اینه تو باید بقیشو بدی بیاد.

۳ نظر:

khaatkhati گفت...

midooni jalebesh ineke vaghti motmaen mishan nadari,ye kise ya kife pool (va ehyananzire in chizi ke jelo dashbord endakhtan)ke toosh hadeaghal 10.000 toman poole khoorde:D

Ravi گفت...

are daghighan

یکـ عدد دختر گفت...

دیروز من سوار یه تاکسی زرد شدم، وسطهای راه یک مسافر که یک پسر 15-16 ساله بود پیاده شد بیچاره پولش 2000تومانی بود خورد نداشت راننده هه اینقدر دعواش کرد، اونجا یاد این پستت افتادم، راننده اینقدر عصبی بود که داشت به خودشم فحش می داد،