آذر ۳۰، ۱۳۸۹

يلدا مبارك

عشقبازی به همین آسانی است

که گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

کارهمواره باران با دشت

برف با قله کوه

رود با ریشه بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه‌ای با آهو

برکه‌ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو کبوتر با هم

و شب و روز و طبیعت با ما!

عشقبازی به همین آسانی است…

شاعری با کلماتی شیرین

دستِ آرام و نوازش‌بخش بر روی سری

پرسشی از اشکی

و چراغ شب یلدای کسی با شمعی

و دل‌آرام و تسلا و مسیحای کسی یا جمعی

عشقبازی به همین آسانی است…

که دلی را بخری

بفروشی مهری

شادمانی را حرّاج کنی

رنج‌ها را تخفیف دهی

مهربانی را ارزانی عالم بکنی

و بپیچی همه را لای حریر احساس

گره عشق به آن‌ها بزنی

مشتری‌هایت را با خود ببری تا لبخند

عشقبازی به همین آسانی است…

هر که با پیش سلامی در اول صبح

هرکه با پوزش و پیغامی با رهگذری

هرکه با خواندن شعری کوتاه با لحن خوشی

نمک خنده بر چهره در لحظه کار

عرضه سالم کالای ارزان به همه

لقمه نان گوارایی از راه حلال

و خداحافظی شادی در آخر روز

و نگهداری یک خاطر خوش تا فردا

و رکوعی و سجودی با نیت شکر

عشقبازی به همین آسانی است

شعر : مجتبي کاشاني (سالک)


يلدا مبارك

آذر ۲۳، ۱۳۸۹

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم ،
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب ،
ای دریغا از ما اگر کامی نگیریم از بهار ،
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ



(فریدون مشیری)
حضوري گر همي‌خواهي از او غايب مشو حافظ

آذر ۲۱، ۱۳۸۹

محتسب و مست

محتسب مستــی بــه ره دید و گـریبانش گـرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیـزان مـی روی
گفت جــــرم راه رفتن نیست ره همــوار نیست



گفت می باید تو را تــا خـانه قــاضی بـرم
گفت رو صبــح آی قاضی نیمه شب بیـدار نیست

گفت تــا داروغـه را گـوئیم در مـسجــد بـخواب
گفت مسجـــد خــوابـگاه مـــردم بـدکـار نیست

گفت دینــاری بــده پنهــان و خـود را وا رهـان
گفت کـار شـــرع کـــار درهـــم و دینــار نیست



گفت آنقدر مستــی زهــی از ســر بــر افتادت کلاه
گفت در ســـر عقــــل بایـد بـی کلاهی عـار نیست

گفت باید حـد زننــد هشیـار مـــــردم مست را
گفت هشیـاری بیـار اینجـا کسـی هوشیــار نیست


شعر از پروین اعتصامی

آذر ۰۲، ۱۳۸۹

وصیتنامه بسیار زیبای وحشی بافقی شاعر بزرگ ایران زمین

روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مســــت و خراب از مــــی انــــگور کنیـــــد

مزد غـسـال مرا سیــــر شــــرابــــــش بدهید
مست مست از همه جا حـــال خرابش بدهید

بر مزارم مــگــذاریــد بـیـــاید واعــــــظ
پـیــر میخانه بخواند غــزلــی از حــــافـــظ

جای تلقــیـن به بالای سرم دف بـــزنیـــد
شاهدی رقص کند جمله شما کـــف بزنید

روز مرگــم وسط سینه من چـــاک زنیـد
اندرون دل مــن یک قـلم تـاک زنـیـــــــد

روی قــبـــرم بنویـسیــد وفــــادار برفـــت
آن جگر سوخته خسته از این دار برفــــت

ادا

حالا همه حال ميکنن تعطيل ميشه ها هي چسي ناشتا ميان واسه ماکه اله بله شيمبله
حالا به هر دليلي تعطيل شده برو حالشو ببر اينقدر هم ادا در نيار

آبان ۱۶، ۱۳۸۹

Five surprising skin mistakes that can age you

5 اشتباه بزرگ آرایشی
5 اشتباه بزرگ آرایشی كه باعث پیرتر شدن زودهنگام پوست و سلول های آن می شود. معمولاً اشتباهات آرایشی، دانسته یا ندانسته، پوست شما را خراب میكند و باعث می شود كه پوست درخشندگی خود را از دست بدهد.
تصور غلطی كه وجود دارد این است كه معتقدند بعد از ایجاد صدمه روی پوست، ترمیم آن غیر ممكن است. این تصور كاملاً اشتباه است، چرا كه برای مثال، خالهای قهوه ای روی پوست را با درمان و مراقبت می توان از بین برد. اگر تنها به دستورالعمل های بسیار كوچك عمل كنید، بعد از مدتی با پوستی یك دست و شفاف مواجه خواهید كرد.

باور قدیمی: پوست بعد از شستشو و حمام باید احساس جمع شدن داشته باشد!

حقیقت: اگر بعد از حمام و یا شستشوی پوست، احساس تازگی و طراوت در پوست خود نكردید، به احتمال قوی از مایع شستشویی استفاده كرده اید كه برای پوست شما قوی و نامناسب است. پاك كنند های پوست كه در طول روز مورد استفاده قرار می گیرند، معمولاً باكتریهایی كه مولد چین و چروك هستند را از بین می برند و آثار به جا مانده از مواد آرایشی را كه برای پوست بسیار مضر هستند را پاك می كنند. معمولاً شستن بیش از حد پوست و استفاده از پاك كننده ها و مواد شستشوی بسیار قوی، باعث به وجود آمدن چین و چروك و ایجاد جوش روی پوست می شود. اگر احساس خشكی روی پوست خود می كنید، می توانید از كرم های چرب متناسب با پوست خود استفاده كنید.

استفاده از پاك كننده های چرب كه دارای تركیبات مرطوب كننده مانند گلیسیرین و یا تركیبات روغن نارگیل هستند، میتواند برای پوست بسیار مفید باشد. این مواد، آثار باقی مانده مواد آرایشی را پاك می كند و رطوبت مورد نیاز پوست را نیز به آن می دهد. شما می توانید از ژل های پاك كننده آرایشی كه از گیاهانی مانند اسطوخوتوس تهیه شده نیز استفاده كنید.

باور قدیمی: محصولات داروخانه ای اصلا مفید نیستند!

حقیقت: یكی از متخصصین پوست معتقد است كه معمولاً تمام كرم های ضد پیری پوست، تركیبات یكسانی دارند. تمامی این كرم ها، از موادی تولید میشوند كه در آزمایشگاه ها تست شده و اثرات مفید آنها به اثبات رسیده است. برای مثال، محصولاتی كه برای جلوگیری از پیر شدن پوست مورد استفاده قرار می گیرند، معمولاً دارای موادی مانند رتینوئید، اسیدهای هیدروسی آلفا، پپتید و آنتی اكسیدهایی مانند ویتامین C و چای سبز هستند. هنگام خرید، دقت كنید كه محصولی را انتخاب كنید كه از لحاظ بسته بندی دارای ساختاری محكم و فاقد هرگونه سوراخ و درز باشد و محصول را تازه نگه دارد. برای مثال، محصولاتی كه داخل تیوپ نگه داری میشوند، مانع خروج اكسیژن محصولات میشود و هنگام استفاده نیز انگشتان شما از محصولات دور نگه داشته میشوند و بطری های تیره نیز مانع نفوذ نور خورشید میشود. نكته مهم دیگر هنگام انتخاب یك محصول پاك كننده این است كه حتماً محصولی را انتخاب كنید كه مشهور باشد و حداقل در بین ده محصول پرفروش قرار گرفته باشد.

باور غلط: استفاده از محصولات ضد پیری پوست، باعث میشوند پوست بدتر از گذشته به نظر بیاید.

حقیقت: معمولاً استفاده از محصولاتی كه فرآیند پیر شدن پوست را به تاخیر می اندازند، به علت وجود تركیباتی مانند رتینوئید، باعث ایجاد حساسیت و خارش پوست میشود. دلیل آن هم این است كه این گونه تركیبات معمولاً تولید كلاژن را در پوست تحریك كرده و فرآیند بازسازی سلول ها را سرعت میبخشد. بنابراین هیچ گاه درمان خود را به خاطر قرمز شدن پوست و یا خارش ترك نكنید.

برای اینكه بتوانید شادابی پوست خود را به دست بیاورید دستورالعمل كوتاهی را باید رعایت كنید: نخست باید به مدت دو هفته سطح پوست را با یك آنتی اكسیدان مانند چای سبز آماده سازی كنید. از سرم های ترمیم كننده سلول های پوست كه بازار موجود است نیز میتوانید استفاده كنید. اگر میخواهید از رتینول استفاده كنید، بهتر است از نوعی استفاده كنید كه ملایم باشد. برای برطرف كردن خشكی پوست، به اندازه یك نخود فرنگی از رتینول به كرم دست و صورت خود اضافه كنید و این كار را هر دو یا سه شب یكبار امتحان كنید. اگر خشكی پوست شما از بین نرفت، میتوانید هر دو یا سه شب یكبار، كرم مخلوط با رتینول خود را به مدت 5 دقیقه روی پوست بگذارید بماند و بعد از آن، پوست خود را آبكشی نمائیدو هنگامی كه احساس كردید در پوست شما تغییراتی به وجود آمده و شفاف تر شده است، میتوانید دستور فوق را هر شب روی پوست خود استفاده كنید.
باور غلط: بعد از سن چهل سالگی، استفاده از كرم های ضد آفتاب بیهوده است!

حقیقت: حقیقت امر این است كه هنگامی كه فردی وارد چهل سالگی میشود، تنها نیمی از عمری را كه باید در معرض نور خورشید باشد گذرانده است، بنابراین هیچ گاه كرم های ضد آفتاب را كنار نگذارید. درواقع هنوز مدت زمان زیادی باقی مانده است كه نور خورشید به پوست شما صدمه وارد كند. حفاظت پوست در برابر پرتوهای مضر و نور خورشید، به پوست این اجازه را میدهد كه صدمه هایی كه اشعه های آفتاب در گدشته وارد كرده اند، بهبود ببخشد. بر خلاف تصور عامه، بیشترین آسیب های پوست هنگام دراز كشیدن در ساحل به پوست وارد نمیشود بلكه میتواند حاصل از رفتن به یك سوپر ماركت یا پیاده روی كوتاه بدون استفاده از كرم ضد آفتاب باشد كه به طور ناخواسته و ناگهانی در معرض پرتوهای یو وی ای قرار گرفته باشید.
معمولاً تنها استفاده از یك كرم ضد آفتاب حتی اگر دارای SPF 30 یا بالاتر باشد، كافی نیست، چرا كه معمولاً این كرم ها فاقد پوشش های مناسبی هستند كه جلوی اشعه های UVA را بگیرند. این اشعه مهمترین عامل پیر شدن سلول های پوست است. بنابراین برای حفاظت كامل از پوست خود، روی كرم پوست خود، از كرمهای محافظت كننده پوست در مقابل پرتوهای UVA به صورت جدا گانه استفاده كنید و یا میتوانید از مرطوب كننده هایی كه دارای تركیباتی مانند آووبنزون، مكسوریل و اكسید زینك كه بهترین حفاظت كننده های پوست در برابر پرتوهای UVA هستند، استفاده كنید.

باور غلط: اگر محصولی زود نتیجه نداد، به سرعت آن را كنار بگذارید!

حقیقت: مهمترین مساله در انتخاب یك محصول مناسب پوست شما این است كه شما حتماً باید مدت زمانی را برای امتحان كردن محصولات صرف كنید تا بتوانید تشخیص دهید كه كدام محصول برای پوست شما مفیدتر است. یكی از استادان دانشگاه های كالیفرنیا كه متخصص پوست است، در این زمینه معتقد است كه بهترین زمان برای تست یك محصول روی پوست هشت تا ده هفته است و اگر نتیجه دلخواه عاید شما نشد، میتوانید آن را كنار گذاشته و محصول دیگری را امتحان كنید.
این نكته را همیشه مد نظر داشته باشید كه معمولاً پوست ها متفاوت است و بنابراین هیچ گاه انتظار نداشته باشید كه كرم ها روی شما هم همان فوایدی را دارد كه مثلا روی پوست دوست شما داشته است، چرا كه معمولاً تمام تركیبات با درجه های مختلف روی پوست افراد مختلف، دارای نتایج مختلف است.


منبع: http://today.msnbc.msn.com/id/38386029/ns/health-skin_and_beauty/

آبان ۱۵، ۱۳۸۹

انچه زن بطور واقعی میخواهد!؟

روزي روزگاري پادشاه جواني به نام آرتور بود که پادشاه سرزمين همسايه اش او را دستگير و زنداني کرد. پادشاه مي توانست آرتور را بکشد اما تحت تاثير جواني آرتور و افکار و عقايدش قرار گرفت. از اين رو، پادشاه براي آزادي وي شرطي گذاشت که مي بايست به سؤال بسيار مشکلي پاسخ دهد. آرتور يک سال زمان داشت تا جواب آن سوال را بيابد، و اگر پس از يکسال موفق به يافتن پاسخ نمي شد، کشته مي شد. سؤال اين بود: زنان واقعاً چه چيزي ميخواهند؟

اين سؤالي حتي اکثر مردم انديشمند و باهوش را نيز سرگشته و حيران مي نمود و به نظر مي آمد براي آرتور جوان يک پرسش غيرقابل حل باشد. اما از آنجايي که پذيرش اين شرط بهتر از مردن بود، وي پيشنهاد پادشاه را براي يافتن جواب سؤال در مدت يک سال پذيرفت.

آرتور به سرزمين پادشاهي اش بازگشت و از همه شروع به نظرخواهي کرد: از شاهزاده ها گرفته تا کشيش ها، از مردان خردمند، و حتي از دلقک هاي دربار... . او با همه صحبت کرد، اما هيچ کسي نتوانست پاسخ رضايت بخشي براي اين سؤال پيدا کند. بسياري از مردم از وي خواستند تا با جادوگر پيري که به نظر مي آمد تنها کسي باشد که جواب اين سؤال را بداند، مشورت کند. البته احتمال مي رفت دستمزد وي بسيار بالا باشد چرا که وي به اخذ حق الزحمه هاي هنگفت در سراسر آن سرزمين معروف بود.

وقتي که آخرين روز سال فرا رسيد، آرتور فکر کرد که چاره اي به جز مشورت با جادوگر پير ندارد. جادوگر موافقت کرد تا جواب سؤال را بدهد، اما قبل از آن از آرتور خواست تا با دستمزدش موافقت کند.

جادوگر پير مي خواست که با لُرد لنسلوت، نزديکترين دوست آرتور و نجيب زاده ترين دلاور و سلحشور آن سرزمين ازدواج کند! آرتور از شنيدن اين درخواست بسيار وحشت زده شد. جادوگر پير؛ گوژپشت، وحشتناک و زشت بود و فقط يک دندان داشت، بوي گنداب ميداد، صدايش ترسناک و زشت و خيلي چيزهاي وحشتناک و غيرقابل تحمل ديگر در او يافت ميشد. آرتورهرگز در سراسر زندگي اش با چنين موجود نفرت انگيزي روبرو نشده بود، از اينرو نپذيرفت تا دوستش را براي ازدواج با جادوگر تحت فشار گذاشته و اورا مجبور کند چنين هزينه وحشتناکي را تقبل کند. اما دوستش لنسلوت، از اين پيشنهاد باخبر شد و با آرتور صحبت کرد. او گفت که هيچ از خودگذشتگي اي قابل مقايسه با جان آرتور نيست. از اين رو مراسم ازدواج آنان اعلان شد و جادوگر پاسخ سوال را داد. سؤال آرتور اين بود: زنان واقعاً چه چيزي مي خواهند؟

پاسخ جادوگر اين بود: " آنها مي خواهند تا خود مسئول زندگي خودشان باشند".

همه مردم آن سرزمين فهميدند که پاسخ جادوگر يک حقيقت واقعي را فاش کرده است و جان آرتور به وي بخشيده خواهد شد، و همينطور هم شد. پادشاه همسايه، آزادي آرتور را به وي هديه کرد و لنسلوت و جادوگر پير يک جشن باشکوه ازدواج را برگزار کردند.

ماه عسل نزديک ميشد و لنسلوت خودش را براي يک تجربه وحشتناک آماده مي کرد، در روز موعود با دلواپسي فراوان وارد حجله شد. اما، چه چهره اي منتظر او بود؟ زيباترين زني که به عمر خود ديده بود بر روي تخت منتظرش بود. لنسلوت شگفت زده شد و پرسيد چه اتفاقي افتاده است؟

زن زيبا جواب داد: از آنجايي که لرد جوان با وي به عنوان جادوگري پير با مهرباني رفتار کرده بود، از اين به بعد نيمي از شبانه روز مي تواند خودش را زيبا کند و نيمي ديگر همان زن وحشتناک و عليل باشد. سپس جادوگر از وي پرسيد: " کداميک را ترجيح مي دهد؟ زيبا در طي روز و زشت در طي شب، يا برعکس آن...؟".

لنسلوت در مخمصه اي که گير افتاده بود تعمقي کرد. اگر زيبايي وي را در طي روز خواستار ميشد آنوقت مي توانست به دوستانش و ديگران، همسر زيبايش را نشان دهد، اما در خلوت شب در قصرش همان جادوگر پير را داشته باشد! يا آنکه در طي روز اين جادوگر مخوف و زشت را تحمل کند ولي در شب، زني زيبا داشته باشد که لحظات فوق العاده و لذت بخشي رابا وي بگذراند.

اگر شما يک مرد باشيد و اين مطلب را بخوانيد کداميک را انتخاب مي کنيد... انتخاب شما کداميک خواهد بود؟

اگر شما يک زن باشيد که اين داستان را مي خواند، انتظار داريد مرد شما چه انتخابي داشته باشد؟ انتخاب خودتان را قبل از آنکه بقيه داستان را بخوانيد بنويسيد.

آنچه لنسلوت انتخاب کرد اين بود:

لنسلوت نجيب زاده و شريف، مي دانست که جادوگر قبلاً چه پاسخي به سؤال آرتور داده بود؛ از اين رو جواب داد که اين حق انتخاب را به خود او مي دهد تا خودش در اين مورد تصميم بگيرد. با شنيدن اين پاسخ، جادوگر اعلام کرد که براي هميشه و در همه اوقات زيبا خواهد ماند، چرا که لنسلوت به اين مسئله که آن زن بتواند خود مسئول زندگي خودش باشد احترام گذاشته بود.

اکنون فکر مي کنيد که نکته اخلاقي اين داستان چه بوده است؟... تا نظر شما چه باشد

آبان ۱۲، ۱۳۸۹

بارون

سه روزه داره ميباره دمش گرم هوا هواي عشق و حاله ولي کو حال، کو آدم باحال؟

آبان ۰۴، ۱۳۸۹

برزخ

چند وقته گيجم نميدونم راه درست چيه، دوستي امروز صبح ميگفت نزار آرزويي تو دلت بمونه که وقتي به 40 رسيدي افسوسشو بخوري سعي کن که بهش برسي يا حداقل تلاشتو براي رسيدن بهش بکن که اگرم نشد تلاشتو کرده باشي.
در هر حال ميخوام بجنگم.

مهر ۲۷، ۱۳۸۹

جرج برنارد شاو

روزي نويسنده جواني از جرج برنارد شاو پرسيد:«شما براي چي مي نويسيد استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!»وبرنارد شاو گفت:«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم

مهر ۲۶، ۱۳۸۹

؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می گویند: "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو... چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی بر پا می شود

مهر ۲۵، ۱۳۸۹

آسان بينديش راحت زندگي كن

گويند در كشور ژاپن مرد ميليونري زندگي ميكرد كه از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق كرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشكان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يك راهب مقدس و شناخته شده ميبيند. وي به راهب مراجعه ميكند و راهب نيز پس از معاينه وي به او پيشنهاد كه مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ سبز نگاه نكند.وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشكه هاي رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آميزي كند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميكند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ سبز و تركيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسكين مي يابد. بعد از مدتي مرد ميليونر براي تشكر از راهب وي را به منزلش دعوت مي نمايد. راهب نيز كه با لباس نارنجي رنگ به منزل او وارد ميشود متوجه ميشود كه بايد لباسش را عوض كرده و خرقه اي به رنگ سبز به تن كند. او نيز چنين كرده و وقتي به محضر بيمارش ميرسد از او مي پرسد آيا چشم دردش تسكين يافته ؟ مرد ثروتمند نيز تشكر كرده و ميگويد :" بله . اما اين گرانترين مداوايي بود كه تاكنون داشته." مرد راهب با تعجب به بيمارش ميگويد بالعكس اين ارزانترين نسخه اي بوده كه تاكنون تجويز كرده ام. براي مداواي چشم دردتان، تنها كافي بود عينكي با شيشه سبز خريداري كنيد و هيچ نيازي به اين همه مخارج نبود.براي اين كار نميتواني تمام دنيا را تغيير دهي ، بلكه با تغيير چشم اندازت
ميتواني دنيا را به كام خود درآوري. تغيير دنيا كار احمقانه اي است اما تغيير چشم اندازمان ارزانترين و موثرترين روش ميباشد.

مهر ۲۴، ۱۳۸۹

سخنراني "ونه گات" مراسم فارغ التحصيلي دانشگاه MIT سال 1997

خانمها، آقايان فارغ التحصيل ،لطفا كرم ضد آفتاب بماليد!
اگر ميخواستم براي آينده ي شما فقط يك نصيحت بكنم، راه ماليدن كرم ضد آفتاب را توصيه ميكردم. خواص مفيد آثار مفيد و دراز مدت كرم ضد آفتاب توسط دانشمندان ثابت شده است، در حالي كه ساير نصايح من هيچ پايه و اساس قابل اعتمادي جز تجربه هاي پر پيچ و خم شخص بنده ندارند. اينك اين نصايح را خدمتتان عرض ميكنم.
قدر نيرو و زيبايي جوانيتان را بدانيد، ولي اگر هم ندانستيد، مهم نیست! روزي قدر نيرو و زيبايي جواني تان را خواهيد دانست كه طراوت آن رو به افول گذارد. اما باور كنيد تا بيست سال ديگر، به عكسهاي جواني خودتان نگاه خواهيد كرد و به ياد مي آوريد چه امكاناتي در اختيارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده ايد. آن طور كه تصور مي كرديد چاق نبوديد. همه چيز در بهترين شرايطش بوده تا شما احساس خوب داشته باشيد.
نگران آينده نباشيد.اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط اين را بدانيد كه نگراني همان اندازه مؤثر است كه جويدن آدامس بادكنكي در حل يك مساله ي جبر.
مشكلات اساسي زندگي شما بي ترديد چيزهايي خواهند بود كه هرگز به مخيله ي نگرانتان هم خطور نكرده اند، از همان نوعي كه يك روز سه شنبه ي عاطل و باطل ناگهان احساس بد پيدا مي كنيد و نسبت به همه چيز بدبين ميشويد!
با دل ديگران بي رحم نباشيد و با كساني كه با دل شما بي رحم بوده اند، سر نكنيد.
نخ دندان بكار ببريد.
عمرتان را با حسادت تلف نكنيد. گاهي شما جلو هستيد و گاهي عقب. مسابقه طولاني است و ، سر انجام، خودتان هستيد كه با خودتان مسابقه ميدهيد.
ناسزا ها را فراموش كنيد. اگر موفق به انجام اين كار شديد راهش را به من هم نشان بدهيد.
نامه هاي عاشقانه ي قديمي را حفظ كنيد. صورت حسابهاي بانكي و قبضها و ... را دور بياندازيد.
اگر نمي دانيد مي خواهيد با زندگيتان چه بكنيد، احساس گناه نكنيد. جالبترين افرادي را كه در زندگي ام شناخته ام در 22 سالگي نمي دانستند مي خواهند با زندگيشان چه كنند. برخي از جالبترين چهل ساله هايي هم كه مي شناسم هنوز نميدانند.
تا ميتوانيد كلسيم بخوريد. با زانوهايتان مهربان باشيد. وقتي قدرت زانوهاي خود را از دست داديد كمبودشان را به شدت حس خواهيد كرد.
ممكن است ازدواج كنيد، ممكن است نكنيد. ممكن است صاحب فرزند شويد، ممكن است نشويد. ممكن است در چهل سالگي طلاق بگيريد، احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمين سالگرد ازدواجتان رقصكي هم بكنيد. هرچه مي كنيد، نه زياد به خودتان بگيريد، نه زياد خودتان را سرزنش كنيد. انتخابهاي شما بر پايه ي 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده..
دستورالعملهايي كه به دستتان ميرسد را تا ته بخوانيد، حتا اگر از آنها پيروي نمي كنيد.
از خواندن مجلات زيبايي پرهيز كنيد. تنها خاصيت آنها اين است كه بشما بقبولانند كه زشتيد .
در شناخت پدر و مادر خود بكوشيد. هيچ كس نمي داند كه آنان را كي براي هميشه از دست خواهيد داد. با خواهران و برادران خود مهربان باشيد. آنها بهترين رابط شما با گذشته هستند و به گمان قوي تنها كساني هستند كه بيش از هر كس ديگر در آينده به شما خواهند رسيد.
به ياد داشته باشيد كه دوستان مي آيند و مي روند، ولي آن تك و توك دوستان جان جاني كه با شما مي مانند را حفظ كنيد. براي پل زدن ميان اختلافهاي جغرافيايي و روشهاي زندگي سخت بكوشيد، زيرا هرچه بيشتر از عمر شما بگذرد، بيشتر پي مي بريد كه به افرادي كه در جواني مي شناختيد محتاجيد.
سفر كنيد
برخي حقايق لاينفك را بپذيريد: قيمتها صعود مي كنند، سياستمداران كلك ميزنند، شما هم پير ميشويد. و آنگاه كه شديد، در تخيلتان به ياد مي آوريد كه وقتي جوان بوديد قيمتها مناسب بودند، سياستمداران شريف بودند، و بچه ها به بزرگترهايشان احترام ميگذاشتند.
به بزرگترها احترام بگذاريد.
توقع نداشته باشيد كه كس ديگري نان آور شما باشد. ممكن است حساب پس اندازي داشته باشيد. شايد هم همسر متمولي نصيبتان شده باشد. ولي هيچگاه نمي توانيد پيش بيني كنيد كه كدام خالي ميشود يا بشما جاخالي مي دهد.
خيلي با موهايتان ور نرويد وگرنه وقتي چهل سالتان بشود، شبيه موهاي هشتاد ساله ها ميشود. دقت كنيد كه نصايح چه كسي را مي پذيريد، اما با كساني كه آنها را صادر مي كنند بردبار و صبور باشيد. نصيحت ، گونه ي ديگر غم غربت است. ارائه ي آن روشي براي بازيافت گذشته از ميان تل زباله ها، گردگيري آن و ماله كشيدن بر روي زشتي ها و كاستي هايشان و مصرف دوباره ي آن به قيمتي بالاتر از آنچه ارزش دارد، است. اما اگر به اين مسايل بي توجه هستيد لااقل حرفم درمورد كرم ضد آفتاب بپذيريد.

مهر ۲۱، ۱۳۸۹

تا خم نشوید کسی نمیتواند سوارتان شود.
                                                     مارتین لوترکینگ

مهر ۲۰، ۱۳۸۹

هوا

امروز صبح که زدم بیرون یه نمه بارون زده بود دیشب عجب هوای دلی بود، یه نمه هم خنک شده فکر کنم تا چند روز دیگه آستین کوتاه رو مجبور شیم تعطیل کنیم.

مهر ۱۹، ۱۳۸۹

wc

من نمیدونم بعضیا انگار تو توالت دوش میگیرن، همه جارو خیس میکنن
سر شیلنگ و بیگیر تو سوراخ، کارتم اون تو بکن، میخوای بشاشی هم بتمرگ حرومزاده

مهر ۱۸، ۱۳۸۹

قهوه تلخ

اين آشغالي که تو ساختي که همش خودش کپيه آخه دوزار بدرد کپي کردن ميخوره
حيف سي دي خام يادي وي دي خام که اين و روش کپي کني
واقعا به حال اين مردم بايد گريست که واسه هم تعريفم ميکنن ميزنن زير خنده
خفه بابا

مهر ۰۴، ۱۳۸۹

مهر ۰۳، ۱۳۸۹

وعده


پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد.

از او پرسيد : آيا سردت نيست؟

نگهبان پير گفت : چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت : من الان داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباس هاي گرم مرا را برايت بياورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پيرمرد را در حوالي قصر پيدا کردند، در حالي که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود :



اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاي درآورد

شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

هر یک از ما بزی داریم






روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می¬کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می¬گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می¬کردند، تا این که به مرشد خود قضیه را گفت. مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می¬خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".

مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آن جا دور شد....

سال¬های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه¬هایش چه آمد.

روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود. سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن¬ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس¬های بسیار مجلل و خدم و حشر فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن¬ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن¬ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن¬ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:

سال¬های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می¬کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت¬هایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگ¬ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.

مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....

نتیجه:

هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.

شهریور ۳۰، ۱۳۸۹

از دکتر شریعتی



*می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

دکتر علی شریعتی

شهریور ۲۹، ۱۳۸۹

قلب يخي

سريال قلب يخي رو ديدم تا حالا هفت قسمتش اومده پيشنهاد ميکنم حتما بخرين و ببينين تاکيد ميکنم حتما بخرين .
متن بي نظيري داره که آقاي حامد عنقا نوشته و با کارگرداني محمد حسین لطیفی کار خوبي درومده و اميدوارم اسم اين طراح و نويسنده خوب يادمون بمونه و کاراي قويتري ازش ببينيم .


سایر عوامل سازنده قلب یخی عبارتند از: کارگردان: محمدحسین لطیفی، تهیه کننده: سید کمال طباطبایی، طراح ونویسنده: حامد عنقا، مدیر تصویر برداری: سیروس عبدلی، مدیرتولید: افشین قلی پور، تدوین: سیامک مهماندوست، موسیقی متن: کارن همایونفر، صداگذاری و ترکیب صدا: سید علیرضا علویان، صدا برداران: سیامک نیازی- بابک نیازی طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح چهره پردازی: ایمان امیدواری، طراحی و ساخت تیتراژ: امیر شعبان خاقانی، مدیر برنامه ریزی: امیر عباس لطیفی دستیار اول کارگردان: حسن لبافی، مدیر ارتباطات رسانه ای و روابط عمومی: مصطفی محمودی (تصویر دنیای هنر) سرمایه گذاران: سید کمال طباطبایی و تصویر دنیای هنر




بازیگران: حمید فرخ نژاد، حمید گودرزی، الناز شاکر دوست، مهراوه شریفی نیا، نسرین مقانلو، آشا محرابی، سید مهرداد ضیایی، لیدا عباسی، شیوا خسرو مهر، علیرضا کمالی، محمدرضا داوود نژاد، آنیتا قالیچی و با هنرمندی حسین یاری و امین حیایی .



خردل

ديروز تو سوپر مارکت سر يخچال شيشه خردل يه چشمکي به ما زد منم دهنم آب افتاد خريدم و گفتم ميرم خونه سوسيس و براه ميکنم و با خردل ميزنم به بدن، رفتم خونه ديدم شام الويه داريم ما هم کف خردل واسنکه ويارم بخوابه کونمم نسوزه خردل و زدم رو الويه خوردم.

شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

شهریور ۱۵، ۱۳۸۹

ازتوي کاسه قله

بالاخره دماوند رو صعود کردم؛ از اون بالا اسم همه اونايي رو که دوسشون داشتم و صدا کردم.
حس عجيبي بود الانم بعد از سه روز که گذشته هنوز از حالو هواش در نيومدم.

شهریور ۰۱، ۱۳۸۹

؟؟؟؟؟؟

امروز اول صبح که از خونه اومدم بیرون یه صحنه تصادف دیدم هنوز حالم خرابه یه دختررو ماشین زده بود فوت کرده بود.
جون مادراتون،جون هر کی دوست دارین این کون مبارک و هم بکشین از روی پل عابر رد شین واسه جون خودتون، چهار تا پله هم رفتین دیگه لازم نیست هی دنبال کالری غذا ها هم باشین، هند لاوتونم (hand love) کلی گود تر و خوشگل تر میشه.
اگه پلم نباشه که نق میزنن پل نیست، پل هست کون گشا د و آب هندونه

مرداد ۳۱، ۱۳۸۹

امسال خیلی از کرده خودم راضی هستم که این سریالهای سه تا صد تومنی رو یک ثانیشم ندیدم.
ف. ا. ر. س .ی یک رو عشق است.

مرداد ۳۰، ۱۳۸۹

بهره وری

میگم این آبدارچیارو تو این ماه تعطیل کنن برن خونه دیگه علاف نشستن تو آبدارخونه چرت میزنن رو مخ ما !

مرداد ۲۷، ۱۳۸۹

داروخانه

رفتم داروخانه میگم از این کرمای ضد آفتاب ماتیکی میخوام واسه صورت، یارو ورداشته کرم ضد آفتاب آورده که مثل مام میمونه!
بعد دوباره میگم " ماتیکی برای صورت " زنرو صدا کرده این که دیگه به اون یکی یه سور زد رفته chap stick واسه من آورده احمق!
این آدما ادعاشون کون خرم پاره میکنه اونوقت
یک کلمه از اول بگو نداریم

مرداد ۲۵، ۱۳۸۹

TAXI 2

تاکسی سوار شدم حرومزاده راننده انقدر بو میده حالت بهم میخوره کل ماشینشم بوی گند خودش و گرفته، از بوی گند یارو دماغم و کردم توی یقه تیشرتم یه چسه بوی ادکلنم مونده بود هنوز آخیش نزدیک بود اوق بزنم.
ترو خدا حموم کنید بابا یا میری حموم میای دوباره همون لباسای قبلیرو تنت نکن احمق

مرداد ۲۴، ۱۳۸۹

رئیس 3

دستش روی موسشه (mouse) نگاهش به لپ تاپ رفته تو چرت مرغوب تا میپره یه کلیک میکنه با موس که یعنی من دارم کار میکنم.
اینم دیگه فکر میکنه ما آره.

مرداد ۲۳، ۱۳۸۹

رئیس 2

عمو دلش خوشه که داره عبادت میکنه، ازصبح یا تو چرته یا داره الکی دور میزنه.
 کس خوار کار دیگه، جرات داری حرف بزنی

مرداد ۱۹، ۱۳۸۹

TAXI

دیروز سوار تاکسی شدم یارو از این عشق لاتا بود من با یه خانومه عقب بودیم یه آقایی هم جلو بود، آقا جلویی کرایش و داد یارو گفت خورد بده یارو گفت ندارم، به ما گفت خورد دارید خانومه نداشت منم دو هزاری داشتم دادم بهش گفتم منم ندارم اینم کرایم حساب کن یارو گفت آقا خورد ندارم خورد بده خلاصه یهو دیدم دم یه دکه واساد و به من گفت بیا آقا برو خورد کن منم که شاکی شده بودم دو هزاری رو گرفتم سمتش گفتم بیا داداش تو لنگ خوردی خودتم برو خورد کن،یارو لاتی گفت من برم گفتم آره عمو جون  تو مسافر میزنی باید خورد داشته باشی دیگه من که گیر چیزی نیستم کرایمم اینه تو باید بقیشو بدی بیاد.

رئیس

رییسم قراره امروز از مرخصی بیاد اصلا حوصلشو ندارم با اون صدای کلفت عشق لاتیش
البته بیچاره خدایی آدم بدی نیست از حق نگزریم ولی حوصلشو ندارم دیگه
پ.ن: یه آدم پنجا ه چند ساله، محافظه کار، ترسوو پر مدعا ولی بی آزار

مرداد ۱۸، ۱۳۸۹

Guarantee

سه ماه پیش یه کفش خریدم که یک سال گارانتی تعویض داشت 1 ماه پیش توی کفش پاره شد بردم پیش یارو گفت این کمه ببر باحاش حال کن داغونتر که شد بیارش دیدم منطقی میگه چون پارگیش درز پشت توش بود .
خلاصه رفتیم که داغونش کنیم، حالا مگه دیگه باز میشد پارگیه تکون نمی خورد با تمام وجودم ازش استفاده میکردم آخ نمیگه

مرداد ۱۶، ۱۳۸۹

شنبه گشاده

امروزم شنبس و منم که حالم از شنبه ها بهم میخوره ،کل روز و چرت میزدم و ساعت نیگاه میکنم ، تمومم نمیشه.
دیروزم که طبق معمول یه قله جدید زدم بدنم کوفته کوفتس.

مرداد ۱۳، ۱۳۸۹

چهارشنبه خوشگله !

امروز چهارشنبس منم عاشق چهارشنبه هام ، خیلی روز باحالی چون دو روز باحال پشتشه ولی من کلاً با انتظار یه روز خوب بیشتر حال میکنم تا خود اون روز
مثلاً سفرم که میخوام برم با تدارکاتش و انتظار روز حرکت و راه رفتش بیشتر حال میکنم تا وقتی توشم چون وقتی توشی انقدر سریع میگزره که نمیفهمی چی شد.

مرداد ۱۲، ۱۳۸۹

پشت فرمون تو ترافیک بودم یهو یارو اومده از پنجره شاگرد (یه قیافه معقول و معمولی) ،با همین لحن:
داداش لنگ یه پونصدیم داری بدی ؟

اونوقت تو میگی مردم کسخول نشدن؟

whats up ٌ

چند روزیه این صفحه رو را ه انداختیم ،تا قبلش مغزم پر حرف بود واسه گفتن حالا که میخوایم دو کلام بنویسیم انگار گوزیدن تو مخم هیچی نمیاد تو مغزم.....
یه نفرم نیومده بخونه دلمون خوش باشه

مرداد ۱۱، ۱۳۸۹

من یه رییس دارم که نمیدونم چرا وقتی اشکال کامپیوتری داره از من نمیپرسه میره از بچه های دیگه می پرسه

مرداد ۱۰، ۱۳۸۹

من نمیدونم چرا ما همش عادت کردیم نق بزنیم به همه چیز
یارو کل سریالهای فارسی 1 رو میبینه بازم نق میزنه که دوبلش فلان و ...
از صبح تا شب پاشی دیگه نق نزن